ﺳﺎ ﺍﺱﺍﻡﺍﺱ

ﺳﺎ ﺍﺱﺍﻡﺍﺱ

﷽‏ دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم!
ﺳﺎ ﺍﺱﺍﻡﺍﺱ

ﺳﺎ ﺍﺱﺍﻡﺍﺱ

﷽‏ دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم!

مرو

حال که دیوانه شدم ، می روی بی سر و سامانه شدم ، می روی می روی افسانه شدم ، می روی حال که دیوانه شدم ، می روی نیست کسی مونس تنهایی ام وای به حال سر سودایی ام زار چو پروانه شدم می روی تشنه ی پیمانه شدم می روی یار توام ، یار وفادار تو سوخت مرا شعله ی رخسار تو حیف که بیگانه شدم ، می روی بی سر و سامانه شدم ، می روی می روی جانم به فدایت ، مرو سوختم از جور و جفایت ، مرو
نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد